یادآر.

پیرایش پرستش

با سرعتی آرام، که شاید خواندن یک کتاب را به یک سال بکشاند این را می خوانم. هر جمله برایم شگفتی‌است از بیان روحی عجیب. تجربه ای استثنایی و دانستن امکان وجود نبوغی بی نهایت در روحی که سالها پیش بر این زمین قدم زده. یک جا نوشته A method of purification: to pray to […]

یادآر.

از روزهای غربت

این نوشته را می‌خواندم و گزیده‌های روزنوشت شاهرخ مسکوب از روزهای انقلاب را. فکر می‌کنم چه روزهایی گذشته است در زمانی که اینترنتی نبود و خبررسانی‌ی نبود و سالهای سرما بود و جنگ سرد و جنگ ایران و عراق و چه حالی داشته وقتی یک جایی در بهمن ۶۱ در پاریس نوشته است: به قدری […]

یادآر.

این نام را به خاطر بسپارم: عالیجناب احمد آرامش

نوشتن برای من، بیش از هر چیز یادسپاری نام‌هاست که می بینم. به خاطر سپردن نام‌های آنان که رفته اند و نگاه کردن به چشمان مردگان در عکس. مرور زندگی آدم‌ها که آمده اند، جوانی کرده اند، فراموش کرده اند و زندگی را جدی گرفته اند و زنگ پایان زندگی‌شان خورده. راهی که ما، تمامی […]

تاملات

Truth is something so noble that if God could turn aside from it, I could keep the truth and let God go. (+)

یادداشت‌هایی برای یادآوری: یادآوری در زمانه فراموشی