پرش به محتوا
  • درباره / About
  • Contact / تماس
  • فارسی
  • English
  • درباره / About
  • Contact / تماس
  • فارسی
  • English

Category: تامل

از مردان مسافر

و بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر … …کودکان می انگارند که فرصتی پایان ناپذیر برای زیستن دارند اما چنین نیست و بر همین شیوه ، دهها هزار سال است که از عمر عالم گذشته است . یعنی

…

هیچ فکر کرده ای به این که چرا آدمها این قدر صدای باران را دوست دارند … ؟ چرا دوست دارند بنشینند ، چشمانشان را ببندند و گوش کنند صدای پای آب را که می رود … علی کوچیکه نشسته

محرم حرفهای ناگفتنی

باران ! باران ! کلمات محرم حرفهای ناگفتنی نیستند . هزار حرف نگفته هست که هیچ کلمه ای را طاقت امانت داریشان نیست . هزار راز نشنیده را که هیچ جمله ای را تحمل بار سنگینشان … باران ! باران

هنوز در سفرم

تعز من تشا و تذل من تشا « … روزی کسی به من مهر می ورزید . من از زندگی و دنیا به واسطه ی این عشق ، نجات یافتم . به نظرم رسید این همان نوری بود که از

به یونس

یونس عزیز قصد دارم این بار آنچه را که روزهاست قصد نوشتنش را دارم برایت بنویسم . خوب می دانم که از دیدن این نوشته ها متعجب خواهی شد . این نوشته ها بیش از هر چیز اجباری بود بر

منتظر نوبتم نشسته ام

یا آخر الاخرین … مرگ ، که معشوق همه مردهای واقعی عالم بود ، هم راهش را خواسته بود . و اسماعیل برایش نوشته بود « اگر بهشت نصیبم شد ، منتظرت می مانم .» این همان حرفی بود که

برای زنده ماندن

بعد فناء کل شی … این جمله را که می خوانم ، همیشه … یاد خیلی چیزها می افتم ، خیلی چیزها … یاد خیلی وجوه ، خیلی صورتها که از مقابلم گذر کرده اند ، یاد تمام نگاه هایی

نشد دلی که بگیرد مرا به گرده خویش…

امروز سر کلاس شیمی که داشت دیوانه ام می کرد سر رسیدم را باز کردم …راه لذت بردن از زندگی انجام دادن آن چیزی نیست که دوست داریم بلکه دوست داشتن آن چیزی است که انجام میدهیم….نوشتن دیشبی ناتمام ماند…ساعت

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر….

امروز روز عجیبی بود …عجیب … آنقدر که زیاد یادم نماند دیشب را که یک ساعتی زیر برف و باران به طرف مدرسه راهنمایی میرفتم ….و هزار ویک چیز دیگر را….خدا را شکر که خیلی سریع فراموش می کنم …خدا

آغاز

دقیقا ساعت ۵:۲۷ دقیقه است در بیرون شدید برف می بارد و من دلم برای درخت سیبمان که بعد از مدت ها شکوفه کرده و این برف شکوفه هایش را میسوزاند میسوزد….. «‌ من سردم است و انگار هیچ گاه

قبلی Page1 … Page3 Page4 Page5 بعدی