نقل.

پرواز بی‌پرنده

…و ببین چه از پرواز این پرنده که گذشت در خور تماشا بیش..؟چه رمزی داشت، انگار به ابدیت می‌رفت. و تو فراتر شو. دیده فروبند، و پرواز بی پرنده را در خود نگر. هنوز در سفرم، به کوشش پریدخت سپهری‬‎

نقل.

چهل سال

چهل سال، ۲۰۱۸،  گوگوش، سیاوش قمیشی برای هنگام رانندگی در اتوبان‌هایی که در آن به چهل سالگی می اندیشی.

نقل.

مرد یزدان شو!

کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان   دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان   با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان   گفت حافظ من و تو محرم […]

نقل.

گیتا-۲

«در پایان ماجرای (مهابهارت)، پنج شهزاده پاندو با عروس خود به زیارت مقر خدایان که بر فراز قله هیمالیا است می‌روند. دروپادی و چهار برادر در راه می‌میرند و تنها یودشترا… با سگ خود به آن‌جا می‌رسد. اندرا الهه سگان دم در پدیدار می‌شود و سگ را  از ورود در ملکوت باز ‌می‌دارد. یودشترا نمی‌خواهد مصاحب […]

نقل.

استغنای از «مذهب»

«…انسانِ خوب مستغنی از مذهب است، بلکه این مذهب است که به “انسانِ خوش باطن” تکیه میکند، به عبارتِ دقیق تر خوبیِ باطنیِ او همان مذهب است…»   سید مرتضی جزایری (آذر ۱۳۰۹- خرداد ۱۳۸۷)

نقل.

کالمَیِّتِ فی یَدی الغاسِلِ

ولو اینکه در آنچه گفتم موت هم هست در آن بخواب. می‌توانی در آن بخوابی و در حال موت، خدا از تو کار بکشد. آیا نگفته است که المومنُ کالمَیِّتِ فی یَدی الغاسِلِ(شرح نهج‌البلاغه جلد 11، ص 200). خدا حتی آنچه من باب مَثَل می‌آورد راست است. نمی‌خواهد صریح بگوید، مثل مهم‌تر است. مثل، مطلب […]

نقل.

Amor Fati

My formula for greatness in a human being is amor fati: that one wants nothing to be different, not forward, not backward, not in all eternity. Not merely bear what is necessary, still less conceal it but love it.

نقل.

«معشوق»

محمدِ معشوق، مردی بود که هرگز نماز نکردی. یک روز او را به قهر گفتند: نماز کن! چون در نماز شد و گفت: الله اکبر، خون از وی جدا شد. گفت: من می‌گویم حایضم و شما باور نمی‌کنید. پنداری «الذین هم علی صلواتهم دائمون» آن بود که علی الدوام می‌جنبیدند؟ پس «الانبیاء یصلون في قبورهم» […]

نقل.

خیابان دنیا

به پیشنهاد آقای بیل گیتز بر روی Linkedin به این وب سایت رسیده ام. نمایش زندگی آدمها‌، خانه شان، اسباب بازی ها، ظرف‌ها و اجاق آش‌پزی‌شان و هر چه که دارند و ندارند. نمایش‌شان و نشان دادن این که اگر تمام آدم‌های کره زمین در یک خیابان‌ زندگی می‌کردند این خیابان چه شکلی بود؟ نگاه […]

نقل.

به انتظار فصل تو

    روح بزرگوار من دلگیرم از حجاب تو شکل کدوم حقیقته چهره بی نقاب تو؟ وقتی تن حقیرمو به مسلخ تو می‌برم مغلوب قلب من نشو ستیزه کن با پیکرم اسم منو از من بگیر تشنه ی معنی منم سنگینه بار تن برام ببین چه خسته می شکنم به انتظار فصل تو تمام فصلها […]

نقل.

همه احوال

«بیدلی در همه احوال خدا با او بود، او نمی‌دیدش و از دور خدایا می‌کرد…»

نقل.

آسمان

چه قصه‌ها داشت در خود آسمان..؟ چه حکایت‌ها که جز با سکوت و در سکوت شنیده نمی‌شوند. دم غروب بود و دیری بود که در را بسته بودند و زردی غروب همه جا را طلایی می‌کرد. جز صدای پرنده‌ها صدایی نمی‌آمد. نوشت: …و مثل بادبزن ، ذهن، سطح روشن گل را گرفته بود به دست […]

نقل.

توحید بر ما عرضه کن

«…فرقی نمی‌کنه که ساختار خیالی کسی توحید باشه یا شرک… چون این ساختار خیالی هیچ ارزشی نداره…» سید مرتضی جزایری (۱۳۰۹-۱۳۸۷)

نقل.

با همین دیدگان اشک آلود

دقیقا ۵۲ سال پیش، از داریوش فروهر ۳۸ ساله به پرستوی چهار ساله. و این:

نقل.

آنچه بینی…

…آنچه بینی دلت همان خواهد وانچه خواهد دلت، همان بینی… هاتف اصفهانی Don’t demand that things happen as you wish, but wish that they happen as they do happen, and you will go on well.” Epictetus, Enchiridion Ch. 8  

نقل.

ای انسان!

این ویدئو، سرشار از یک سایه است. یک گرد، یک حس آمیخته شده: مثل حس حزن، مثل حس شعف، مثل حس باور یا یاس. مردها و زن‌ها با هم می‌خوانند: «ای انسان! قدر این دو روزه را بدان!» و در این چهره‌های سرشار از «حس غفلت» چیزی پنهان نهفته است. آگاه نبودن از این که […]

نقل.

از رنجی که می‌بریم

اگر زندگی جز خفتن و خوردن و ساختن فرزند نباشد دیگر چه چیزی اهمیت دارد؟ اگر زندگی، گواهی و شاهد و شهید این همه جان و عمر از دست رفته نباشد. اگر ننویسیم از آن‌ها که «جوان افتادند». اگر نگرییم برای هر سال که این سان رفت؟

نقل.

“On missing the whole truth”

Do not praise your own faith exclusively so that you disbelieve all the rest. If you do this you will miss much good. Nay, you will miss the whole truth of the matter. God, the Omniscient and the Omnipresent, cannot be confined to any one creed, for He says in the Quran, wheresoever ye turn, […]

نقل.

با صد هزار مردم

«…با صد هزار مردم تنهایی بی صد هزار مردم تنهایی…» +

نقل.

Tranquility

Seek not that the things which happen should happen as you wish; but wish the things which happen to be as they are, and you will have a tranquil flow of life. Epictetus

نقل.

هم‌راه

«…مرگ که معشوق همه مردهای واقعی عالم است، هم‌راه‌ش را خواسته بود…»

نقل.

تاملات ۸-۴۵

«مرا بردار و هر جای این جهان که می‌خواهی بیانداز! هر جا که باشم، خدای درون قلبم را شاد و راضی نگاه می‌دارم. و این نتیجه وقتی‌ست که کردار و رفتار ما، طبعیت حقیقی خود را دنبال کنند… آیا آنچه که بر من می‌گذرد دلیلی کافی خواهد بود برای این که من بیمار و شکسته، […]

نقل.

تاملات ۴-۲۳

«ای هستی! نظم تو نظم درونی من است: هیچ چیز اگر در زمان مناسب توست، نه  برمن زود و نه بر من دیر است. ای حقیقت هستی! هر آن چه که فصل‌هایت بار آرد بر من میوه (رضا) است: که همه چیز از تو می‌آید و هستی همه چیز در توست و به (سوی) تو […]

نقل.

تاملات ۴-۷

«قضاوت را بیرون کن و این فکر را که «من رنج کشیده‌ام» را بیرون کرده ای… این فکر را که «من رنج کشیده‌ام» را بیرون کن و رنج، خود بیرون خواهد رفت.» امپراطور مارکوس آئورلیوس، تاملات، ۷-۴

نقل.

تاملات ۲-۱۴

«حتی اگر قرار شد که سه هزار سال زندگی کنی و اگر حتی ده برابر این، (همیشه) یادت باشد که هیچ کسی جانی را، جز آن جان که آن را می‌زید را از دست نمی‌دهد و جز آن زندگی‌ی را  که از دست می‌دهد نمی زید. و همین حقیقت است که کوتاه ترین و طولانی‌ترین […]

تاملات

Truth is something so noble that if God could turn aside from it, I could keep the truth and let God go. (+)

یادداشت‌هایی برای یادآوری: یادآوری در زمانه فراموشی